| butimar -.--..-.-..--.- بوتیمار | |
Sunday, May 04, 2008کسی اون بیرون هست؟![]() Is There Anybody Out There? Is There Anybody Out There? Is There Anybody Out There? Is There Anybody Out There? .. آهنگ از پینک فلوید Pink Floyd - The Wall .... ![]() برای الیزابت که به اندازه سن من تو دخمه پدرش زندانی بود برای بچههای بیگناهی که اون دخمه تمام دنیاشون بود واقعآ در طی این سالها چندبار آروم با خودشون این رو زمزمه کردن؟ "کسی اون بیرون هست؟" .... Labels: Austria, Elizabeth 24 year prison, music, Pink Floyd Wednesday, April 16, 2008یه فیلم خوبیه فیلم تازه مثه یه نامه میمونه، پر از اسرار.. نمیدونی توش چی نوشته.. باید نامهرو باز کنی، خط به خطش رو بخونی تا به اخر.. یه فیلم تازه مثه یه راه ميمونه.. سر دوراهی تو باید انتخاب کنی.. یه راه که میتونه قدم به قدمش منظرهای جدید باشه، پر از چشماندازهای بکر، یه راه خوب.. یه راه هم میتونه قدم به قدمش عذاب باشه، یه شکنجه، یه راه بد.. یه فیلم میتونه انتها باشه.. مقصد.. مقصدی که بعد از گذشتن از جادههای سخت و طولانی بهش میرسی.. شاید از اونی که فکر میکردی بدتر باشه، شاید بهتر.. یه فیلم تازه میتونه یه فیلم خوب باشه.. بتونه احساس تو رو باز کنه، فیلمی که بعد از چند بار دیدن هم باز حرفی برای گفتن داره.. و میتونه یه فیلم بد باشه.. فیلمی که روحت رو به دست نگیره، یه فیلم مرده، یه فیلم بیخود.. شاید حتی ارزش یه بار دیدن رو هم نداشته باشه.. ![]() و من دیشب یه فیلم خوب دیدم.. سوینی تاد تیم برتون مسلمآ هنرمند بزرگیه.. کسی که میتونه معجونی از رومنس، ترسناک(Gore-Bloody Horror) ، موزیکال و فانتزی رو به این زیبایی در بیاره و حرفهاش رو هم بتونه بزنه، واقعآ هنرمند بزرگیه.. .... ........ Labels: movie, tim burton Wednesday, March 19, 2008چهارشنبه سوری باحالدیشب عجب چهارشنبه سوری باحالی بود.. البته ما فقط نظاره گر بودیم.. اولش زیاد خوب نبود.. یواش یواش از ساعت 6 شروع کردن به ترقه زدن.. چندتا از این بمبها هم زدن.. من پنبه کرده بودم تو گوشم.. یکشیون خورد به شیشه یه خونه.. خوشبختانه هیچکی خونه نبود.. خیلی ناراحت شدم.. آتیشا رو که روشن کردن از بمب زدن کم شد و ملت به سیگارت و فشفشه و موشک سوتکی قانع شدن.. بعد حدودای ساعت هشت و نیم ماشین آوردن جلوی در و صندوقشم باز کردن و شروع کردن به رقصیدن این پسرا.. بعد یه خورده شلوغ شد و من برای بار اول دیدم تو تهران دخترا هم پا به پای پسرا تو خیابون میرقصن.. خوشبختانه به همین دلیل بخش رقص همجنسبازانه مردونه دیشب یه خورده کم شد:))) ![]() یه آتیش بزرگی هم گرفته بود که نمیدونین.. کلی ملت کوچیک و بزرگ و زن و مرد ریخته بودن جلوی در ما.. ملت سواره ماشینارو پارک میکردن میومدن تو کوچه.. نزدیک 150-200 نفر تو کوچه 6 متری ما، جلوی در خونه ما ریخته بودن و میرقصیدنو شادی میکردن.. خیلی با حال بود.. رقصو موسیقیو شادی.. البته بعضیها هم بیجنبه بازی در میاوردن ولی کلآ خیلی لذت بردم.. مردم دیشب خیلی بیخیال بودن.. برای اولین بار یه چهارشنبه سوری اصل و باحال رو دیدم.. حتی حزباللهیها هم اومدن تو کوچه و تو شادی سهیم شدن.. این همسایه جدیده روبرویی ما که واسه نیمه شعبان پرچم یا مهدی ادرکنی زده بود هم اومد و ترقه در کرد و برای کسایی که میرقصیدن دست زد.. نفت داد بریزن رو آتیش.. البته آخرش رو این پلیسا خراب کردن.. ما از این بالا حساب تو حال رقص و موسیقی بودیم که یه هو دیدیم ملت دارن فرار میکن به طرف ته کوچه.. دخترا هم شروع کردن به جیغ زدن: مامورا مامورا.. چندتا مامور سیاه پوش با باتوم و کلاهخود و سپر از تو تاریک ظاهر شدن.. نزدیک 50 – 60 نفر ریختن تو حیاط ما و همسایه بغلی و درو رو مامورا بستن.. ضد شورشا که نزدیک 10 تا بودن دنبال ملت کردن و میخواستن شیشه 206 که آهنگ گذاشته بود رو با باتوم خورد کنن.. یا رو بدبخت در صندوق رو نبسته گاز و گرفت رفت.. دو تا افسر هم باهاشون بود.. یکی راه افتاد تو کوچه به اونایی که جلوی در خونهها وایساده بودن گفت بفرمایین خونه.. خانوما آقایون بفرمایین خونه.. ملت فرار کردن رفتن ته کوچه یه چند باری گفتن مامور برو گم شو.. بعد از نزدیک 5 دقیقه مامورا رفتن و ملت هم سوار ماشیناشون شدن و رفتن.. ولی خیلی با حال بود... ....... چون ابر به نوروز رخ لاله بشست برخیز و بجام باده کن عزم درست کاین سبزه که امروز تماشاگه تُست فردا همه از خاک تو برخواهد رست ![]() سال نوی شما مبارک باشه عزیزان من.. Labels: Life Friday, March 07, 2008انسانم آرزوستانتخابات..: فکر نمیکنم شرکت کنم.. تحریم هم نمیکنم.. چرا خوب اگه شرکت نکنم، خود به خود تحریم کردم ولی دیگه اعلان نمیزنم تحریم انتخابات یا در انتخابات شرکت نکنید یا اگر شرکت نکنید مزدور هستید.. من شخصآ اعتقادی به اصلاح رژیم ندارم.. ولی این هم درست نیست که بذاریم وضعیتمون گند تر از اینی که هست بشه.. درسته مجلس قبلی خیلی کارا نکرد خاتمی هم دروغ گفت و اینا... ولی دیگه حداقل اگه یه کسی به نا حق دستگیر میشد یا یه بدبختی در زندان به تیر غیب نائل میشد و عجلش رو میرسوندن،.. یه صدایی از کسی در میومد.. محکوم میکرد.. الان وضع خیلی خرابه.. هیچ کسی که مخالف خوان باشه تو دستگاه نیست.. و این خیلی بده! .... کشتار انسانیت اتفاقاتی که داره تو اسرائیل و فلسطین میگذره قتل انسانیته از هر طرفی که میخواد باشه.. این اسرائیل که هر غلطی میخواد میکنه.. به بهانه 4 تا موشک که چهار تا دیوانه میزنن یک هفته دو هفته تمام یک شهر رو میکوبه.. آدما رو میکشه.. دیوارا رو روی سر بچهها خورد میکنه.. اگر قتل عام مردم دیوانگی نیست پس چیه؟!! وقتی تو 150 نفر رو در عرض 10 روز بکشی باید منتظر حداقلی از تاوان باشی.. وقتی تو با تانک و بولدوزر و آپاچی مردم رو کشتار میکنی باید منتظر گلولههای سرگردانی که مردمت رو میکشه باشی.. باید منتظر موشکپرانی باشی.. باید منتظر انفجارانتحاری باشی.. میخوای بگی تروریسته یا نگی فرقی نمیکنه.. خشم کور، انتقام کور داره! ![]()
30 نفر رو سوراخسوراخ کرد..
آهنگ : Label ...... با من بیا رُزی.. یه آهنگ هست از نورا جونز.. خیلی لطیفه.. داستان دختری که با دریا و ستاره و ماه میره به رویا..: Rosie's Lullaby لالایی رُزی ![]() She walked by the ocean کنار دریا راه میرفت And waited for a star منتظر یک ستاره بود To carry her away .تا اون رو به جایی ببره Feelin' so small احساس حقارت میکرد At the bottom of the world در قعر دنیا Lookin' up to God .به خدا نگاه کرد She tries to take deep breaths نفسی عمیق کشید To smell the salty sea برای بوییدن دریای شور As it moves over her feet .دریا زیر پاهاش بود The water pulls so strong آب اونرو با شدت به طرفش کشید And no-one is around هیچ کسی اونجا نیود And the moon is looking down .وماه به پایین نگاه میکرد Sayin' گفت: Rosie - come with me رُزی.. با من بیا Close your eyes - and dream. چشمهات رو ببند و.. رویا ببین The big ships are rollin' کشتی های بزرگ میچرخند And lightin' up the night و شب رو چراغانی میکنند And she calls out, but they just her pass by. صدا کرد.. اما بی تفاوت رفتند The waves are crashin' موجها در هم میشکنند But not making a sound اما بیصدا Just mouthing along. فقط دهانشون باز و بسته میشد Sayin' گفتند: Rosie - come with me رُزی.. با من بیا Close your eyes and dream چشمهات رو ببند و.. رویا ببین Close your eyes and dream Close your eyes and dream. .... .. ![]() Norah Jones آهنگ : Label Friday, February 22, 2008بازگشتاگر لبها دروغ میگویند از دستهای تو راستی هویداست.. احمد شاملو ........ ******** سلام.. چه دوره فترت عظیمی داشتم:) .. حسابی دلم واسه وبلاگ نویسی تنگ شده بود.. چند ماه میشه؟! 2 ماه -3 ماه- 6 ماه- 7 ماه .. هــفت مــاااااه!! اوه اوه..! واسه این 7 ماه غیبت چقدر بهمون اضافه خدمت میخوره؟! :))) شما هم حسابی تو این مدت از دست ما (من و وبلاگم) راحت بودینا!! یه شیش هفت ماهی حسابی بهتون خوش گذشته بدون ما.. خوب اشکالی نداره.. به قول معروف : ما با بی معرفتان کاری نداریم در گرد بی وفایان جایی نداریم از دست این جماعت وبگرد باحال! بـــرای گلــه گفـــتن حــالی نداریم البته شعر از خودمهها.. آخه میدونین.. تو این مدتی که نبودم،.. حسابی سرم گرم شده بود.. زدهم تو کار هنر!.. یه مدتی کلاس طراحی نقاشی رفتم هنوزم دارم میرم.. اصلآ رشته تحصیلیم رو عوض کردم و سال دیگه میخوام برم رشته هنر کنکور بدم.. یه دیوان شعر هم دارم مینویسم!.. چون که خیام رو خیلی دوست دارم به یادش همهش رو رباعی نوشتم.. تا حالا یه 300 -320 تایی شده!! باید تا 1000 تا برسه بعد چاپش کنم.. سه تایی هم رمان نوشتم!!.. اولی ( اندر فواید بوتیمار شدن ) به چاپ هشتم رسیده!! دومی ( میوبلاگیــم! ) مهر ماه چاپ اولش اومد بیرون.. انقدر از این کتاب استقبال شد که چاپخونههای طرف قرارداد برای تجدید چاپش کاغذ ندارن! سومی رو هم این ارشادیهای پوفیوز اومدن از تو کتابفروشیها جمع کردن به جرم مستهجن بودن!! آخه یکی نیست بگه این کتاب بدبخت من (اسمش بود < خاطرات دلبرکان شاد کوچه ما >!!) چیچیش مستهجنه؟! کجاش بدآموزی دار؟ اگه بد آموزی داشت پس چرا مجوز چاپ دادین!! انقدر حرسم میگیره!! اگه جمش نمیکردن مطمئنآ رکورد پرفروشترین رمان سال رو میزد.. منم به کوری چشم اینا آپلودش کردم تو اینترنت تا همه بخوننش! اینم طرح روی جلدشه.. ![]() الانم دارم رو یه کمیک استریپ کار میکنم.. اسمش هست: پنجره رو به اتاق خواب .. .. فعلآ همین چرتو پرتا باشه تا بعد:)))) |
Previous Posts
-->
پینوندها:
بایگانی:
قالب: |