بعضی از بچه ها به نقل از فیس بوک موسوی گفتن نماز جمعه این هفته رو قراره رفسنجانی اقامه کنه. مثل اینکه قراره خود موسوی و کروبی و خاتمی هم شرکت کنن (هنوز رسمآ تایید نشده). و پیشنهاد دادن که همه بریم اونجا چون این تجمع نیاز به مجوز نداره.
این موضوع قبلآ هم در مورد نماز جمعه سیاه 29 خرداد هم پیشنهاد شده بود. شاید پیشنهاد وسوسه کنندهای باشه تو اولین نظر، ولی من به شخصه زیاد باهاش ارتباط برقرار نمیکنم. زیاد هم این روش رو درست نمیدونم به چند دلیل:
اول اینکه درسته تو این دعوا طرف رفسنجانی به ما نزدیک تره و این رو میشه از کارای بچههاش به خصوص فائزه تو این مدت فهمید، ولی اصولآ سینه زدن زیر علم کسی مثل رفسجانی رو درست نمیدونم. رفسنجانی آدم بسیار زیرک و سیاس و حسابگریه. اصولآ این جور آدما تا تحلیل درستی از شرایط نداشته باشن و ندونن که مسیر باد به کدوم سمته حرفی نمیزنن. بعد هم کاملآ محتاطانه و یکی به نعل یکی به میخ حرف میزنن.
من خیلی از بچهها رو میشناسم که به اینکه رفسنجانی یه کاری میکنه دل بسته بودن و بعد از اولین سخنرانیش از زمان انتخابات کلی تو ذوقشون خورده بود. و هرچی ما میگفتیم که بابا این طرف دو پهلو حرف زده و تو حرفاشم خیلی چیزا رو گفته، تو کت اینا نمیرفت و میگفتن نه همه چی تموم شد.
با توجه به تجربه دل بستن به کسی مثل رفسنجانی زیاد عاقلانه نیست.
این جور آدما اول از همه نگاه میکنن نفعشون تو چیه. سکوت یا موضع گیری. صراحت یا دوپهلویی. مهمترین سلاح همچین افرادی ارتباطات و اطلاعاته. مطمئنآ رفسنجانی وقتی هم سکوت میکنه در حال مذاکرات پشت درهای بسته است. مطمئنآ انقدر اطلاعات از افراد و اعمال داره که یک کلام حرف زدنش خیلی معادلات رو عوض کنه. نمونهش برمیگرده به چند سال پیش که یه نامه در مورد پذیرش قطعنامه 598 رو منتشر کرد که خیلیا رو به هم ریخت.
و بلخره این جور آدما شدیدآ غیر قابل پیشبینی هستن. چون تو نمیدونی اطلاعاتی که بهشون رسیده چیه و مذاکرات پشت پردهشون به کجا رسیده و امروز منافعشون اقتضا میکنه طرف کی رو بگیرن. این آقا هر روز تو بغل یه عدهس. یه روز تو جناح اقتدار گراها و محافظه کاران جا میگیره (وسطای دوره ریاست جمهوری خاتمی) یه روز تو بغل اصلاحطلبان و تحولخواهان (مثل اوایل دوره خاتمی و همین حالا) یه روز هم میشه میانهرو و تکنو کرات.
اومدیم و تو اون نماز جمعه که با حضور پر شور سبز پوشان هم همراهه آقا اعلام کرد <انتخابات درست انجام شده و همونطور که رهبر فرمودند اگر هم تخلفی صورت گرفته باشه معترضین باید از راههای قانونی اعتراضاتشون رو پیگیری کنن!> تکلیف معترضین سبز پوشی که در نماز جمعه حاضر شدن و شدیدآ کنف شدن چی میشه؟
مطمئنآ رفسنجانی وزنه خیلی سنگین و مهمی تو میزان تحولات ایرانه ولی نباید براش پله بشی چون ممکنه به راحتی لهت کنه!
دوم حالا ما تخفیف دادیم و گفتیم رفسنجانی هر چی خواست بگه بگه، به درک. ما فقط میخواهیم اعلام حضور کنیم و از این موقعیت (تجمع قانونی بدون مجوز) نهایت استفاده رو ببریم.
خوب. حالا شعارهای این تجمع چیه؟ مرگ بر دیکتاتور؟ مجتبی بمیری رهبری رو نبینی؟ هاشمی هاشمی حمایتت میکنیم؟ یا شاید مرگ بر ضد ولایت فقیه و ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند؟
یا شاید سکوت؟
نماد ببریم یا نبریم؟ مچبند و پیراهن سبز؟ یا شاید نوار سیاه؟ پلاکارد و کاغذ نوشته؟
و یه مشکل اساسی. منی که نماز نمیخونم یا اعتقادی به نماز ندارم چه کار کنم؟ چهار زانو بشینم رو زمین؟ اون دختری که اعتراض داره و به دنبال رایشه و اعتقادی هم به چادر نداره چی؟ چادر سیاه سرش کنه؟ یکی مثه پدر من که اصلآ از نماز جمعه بدش میاد چی؟ ما باید تظاهر کنیم؟ فکر نمیکنید که همین تظاهر کردن چقدر به ما ضربه زده تا حالا؟
سوم اگر بین طرفداران افراطی حکومت که همیشه پای ثابت نماز جمعه ها هستن و ما معترضین درگیری پش بیاد چی؟ چون بلخره جایی که اصطحکاک زیاد بشه احتمال تنش و درگیری هست!
مسلمآ برای نظام خیلی بده که تو نماز جمعهش درگیری پیش بیاد و حاضرین به هم سنگ پرت کنن و کفش بزنن تو سر همدیگه یا اینکه با چوب بیافتن به جون هم! ولی حاصلش برای جنبش ما چیه؟
اتفاقآ از یه نظر آقایون بدشون نمیاد آبروی رفسنجانی بره و بگن نماز جمعه به امامت هاشمی به آشوب کشیده شد.
چهارم اگر اصلآ همه پیشبینیهای ما غلط از آب در بیاد و گارد ویژهها و بسیجیها اجازه تجمع رو به ما سبزپوشان ندادن چی؟ اتفاقآ این آخری بد نیست و اگه درگیری پیش بیاد دوباره صدامون به گوش دنیا میرسه ولی باز ما مردم هستیم که گاز اشکآور و باتوم میخوریم!
اینا نشون دادن که از اعتبارشون هزینه دادن رو مجاز میدونن در مواقع خاص و بعد هم با دروغ به هم بافتن و چرت گفتن قضیه رو از نظر خودشون فیصله بدن (مردم به خودشون شلیک کردن و یا اغتشاشگر ها در لباس بسیج و پلیس به جان مردم افتادن و ...)
پنجم از گفتن منافعی که حکومت از حضور خیل سبزپوشان تو این نماز جمعه میبره هم میگذرم.
در کل من تجمعات پراکنده و تظاهرات برق آسا (Flash Mob) رو با هماهنگی قبلی از نظر روز و تاریخ ترجیح میدم و حداقل توی تجمعات 18 تیر مردم نشون دادن که این روش برای بیان اعتراضات و حتی راهپیمایی به دلیل سردرگمی سرکوبگران میتونه جواب بده. به نظر من روزهای پنجشنبه و یا روزهایی که فرداش تعطیلیه روزهای خوبیه برای این گونه تجمعات.
الان دیگه راهپیمایی های عظیم مثل اون 25 خرداد و روزهای بعدش امکان نداره. چون تو اون صورت همه باید به یک مسیر برن و امکان بستن راها و سرکوب مردم خیلی راحته. الان باید تجمعات پراکنده باشه با شعارهای کوبنده و آگاه کننده و تاثیر گذار. مثل همین مجتبی بمیری رهبری رو نبینی و یا ما بچههای جنگیم بجنگ تا بجنگیم و البته یا حسین میرحسین.
...
اخر باید این رو اضافه کنم که این نظر من بود. خود مردم تو این مدت نشون دادن که قدرت تشخیص و تحلیلشون تا چه حد زیاده و به قول معروف خرد جمعی بهترین تصمیم رو میگیره. من هم به اون تصمیم احترام میذارم و تا جایی که بتونم همراهی میکنم.
چیزی که مهمه اینه که نباید مردم سرد بشن. راه جلوگیری از سرد شدن اعتراضات ادامه اللهاکبر های شبانه و تجمعات تو روزهای مشخص با فاصله کمه.
...
این موضوع قبلآ هم در مورد نماز جمعه سیاه 29 خرداد هم پیشنهاد شده بود. شاید پیشنهاد وسوسه کنندهای باشه تو اولین نظر، ولی من به شخصه زیاد باهاش ارتباط برقرار نمیکنم. زیاد هم این روش رو درست نمیدونم به چند دلیل:
اول اینکه درسته تو این دعوا طرف رفسنجانی به ما نزدیک تره و این رو میشه از کارای بچههاش به خصوص فائزه تو این مدت فهمید، ولی اصولآ سینه زدن زیر علم کسی مثل رفسجانی رو درست نمیدونم. رفسنجانی آدم بسیار زیرک و سیاس و حسابگریه. اصولآ این جور آدما تا تحلیل درستی از شرایط نداشته باشن و ندونن که مسیر باد به کدوم سمته حرفی نمیزنن. بعد هم کاملآ محتاطانه و یکی به نعل یکی به میخ حرف میزنن.
من خیلی از بچهها رو میشناسم که به اینکه رفسنجانی یه کاری میکنه دل بسته بودن و بعد از اولین سخنرانیش از زمان انتخابات کلی تو ذوقشون خورده بود. و هرچی ما میگفتیم که بابا این طرف دو پهلو حرف زده و تو حرفاشم خیلی چیزا رو گفته، تو کت اینا نمیرفت و میگفتن نه همه چی تموم شد.
با توجه به تجربه دل بستن به کسی مثل رفسنجانی زیاد عاقلانه نیست.
این جور آدما اول از همه نگاه میکنن نفعشون تو چیه. سکوت یا موضع گیری. صراحت یا دوپهلویی. مهمترین سلاح همچین افرادی ارتباطات و اطلاعاته. مطمئنآ رفسنجانی وقتی هم سکوت میکنه در حال مذاکرات پشت درهای بسته است. مطمئنآ انقدر اطلاعات از افراد و اعمال داره که یک کلام حرف زدنش خیلی معادلات رو عوض کنه. نمونهش برمیگرده به چند سال پیش که یه نامه در مورد پذیرش قطعنامه 598 رو منتشر کرد که خیلیا رو به هم ریخت.
و بلخره این جور آدما شدیدآ غیر قابل پیشبینی هستن. چون تو نمیدونی اطلاعاتی که بهشون رسیده چیه و مذاکرات پشت پردهشون به کجا رسیده و امروز منافعشون اقتضا میکنه طرف کی رو بگیرن. این آقا هر روز تو بغل یه عدهس. یه روز تو جناح اقتدار گراها و محافظه کاران جا میگیره (وسطای دوره ریاست جمهوری خاتمی) یه روز تو بغل اصلاحطلبان و تحولخواهان (مثل اوایل دوره خاتمی و همین حالا) یه روز هم میشه میانهرو و تکنو کرات.
اومدیم و تو اون نماز جمعه که با حضور پر شور سبز پوشان هم همراهه آقا اعلام کرد <انتخابات درست انجام شده و همونطور که رهبر فرمودند اگر هم تخلفی صورت گرفته باشه معترضین باید از راههای قانونی اعتراضاتشون رو پیگیری کنن!> تکلیف معترضین سبز پوشی که در نماز جمعه حاضر شدن و شدیدآ کنف شدن چی میشه؟
مطمئنآ رفسنجانی وزنه خیلی سنگین و مهمی تو میزان تحولات ایرانه ولی نباید براش پله بشی چون ممکنه به راحتی لهت کنه!
دوم حالا ما تخفیف دادیم و گفتیم رفسنجانی هر چی خواست بگه بگه، به درک. ما فقط میخواهیم اعلام حضور کنیم و از این موقعیت (تجمع قانونی بدون مجوز) نهایت استفاده رو ببریم.
خوب. حالا شعارهای این تجمع چیه؟ مرگ بر دیکتاتور؟ مجتبی بمیری رهبری رو نبینی؟ هاشمی هاشمی حمایتت میکنیم؟ یا شاید مرگ بر ضد ولایت فقیه و ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند؟
یا شاید سکوت؟
نماد ببریم یا نبریم؟ مچبند و پیراهن سبز؟ یا شاید نوار سیاه؟ پلاکارد و کاغذ نوشته؟
و یه مشکل اساسی. منی که نماز نمیخونم یا اعتقادی به نماز ندارم چه کار کنم؟ چهار زانو بشینم رو زمین؟ اون دختری که اعتراض داره و به دنبال رایشه و اعتقادی هم به چادر نداره چی؟ چادر سیاه سرش کنه؟ یکی مثه پدر من که اصلآ از نماز جمعه بدش میاد چی؟ ما باید تظاهر کنیم؟ فکر نمیکنید که همین تظاهر کردن چقدر به ما ضربه زده تا حالا؟
سوم اگر بین طرفداران افراطی حکومت که همیشه پای ثابت نماز جمعه ها هستن و ما معترضین درگیری پش بیاد چی؟ چون بلخره جایی که اصطحکاک زیاد بشه احتمال تنش و درگیری هست!
مسلمآ برای نظام خیلی بده که تو نماز جمعهش درگیری پیش بیاد و حاضرین به هم سنگ پرت کنن و کفش بزنن تو سر همدیگه یا اینکه با چوب بیافتن به جون هم! ولی حاصلش برای جنبش ما چیه؟
اتفاقآ از یه نظر آقایون بدشون نمیاد آبروی رفسنجانی بره و بگن نماز جمعه به امامت هاشمی به آشوب کشیده شد.
چهارم اگر اصلآ همه پیشبینیهای ما غلط از آب در بیاد و گارد ویژهها و بسیجیها اجازه تجمع رو به ما سبزپوشان ندادن چی؟ اتفاقآ این آخری بد نیست و اگه درگیری پیش بیاد دوباره صدامون به گوش دنیا میرسه ولی باز ما مردم هستیم که گاز اشکآور و باتوم میخوریم!
اینا نشون دادن که از اعتبارشون هزینه دادن رو مجاز میدونن در مواقع خاص و بعد هم با دروغ به هم بافتن و چرت گفتن قضیه رو از نظر خودشون فیصله بدن (مردم به خودشون شلیک کردن و یا اغتشاشگر ها در لباس بسیج و پلیس به جان مردم افتادن و ...)
پنجم از گفتن منافعی که حکومت از حضور خیل سبزپوشان تو این نماز جمعه میبره هم میگذرم.
در کل من تجمعات پراکنده و تظاهرات برق آسا (Flash Mob) رو با هماهنگی قبلی از نظر روز و تاریخ ترجیح میدم و حداقل توی تجمعات 18 تیر مردم نشون دادن که این روش برای بیان اعتراضات و حتی راهپیمایی به دلیل سردرگمی سرکوبگران میتونه جواب بده. به نظر من روزهای پنجشنبه و یا روزهایی که فرداش تعطیلیه روزهای خوبیه برای این گونه تجمعات.
الان دیگه راهپیمایی های عظیم مثل اون 25 خرداد و روزهای بعدش امکان نداره. چون تو اون صورت همه باید به یک مسیر برن و امکان بستن راها و سرکوب مردم خیلی راحته. الان باید تجمعات پراکنده باشه با شعارهای کوبنده و آگاه کننده و تاثیر گذار. مثل همین مجتبی بمیری رهبری رو نبینی و یا ما بچههای جنگیم بجنگ تا بجنگیم و البته یا حسین میرحسین.
...
اخر باید این رو اضافه کنم که این نظر من بود. خود مردم تو این مدت نشون دادن که قدرت تشخیص و تحلیلشون تا چه حد زیاده و به قول معروف خرد جمعی بهترین تصمیم رو میگیره. من هم به اون تصمیم احترام میذارم و تا جایی که بتونم همراهی میکنم.
چیزی که مهمه اینه که نباید مردم سرد بشن. راه جلوگیری از سرد شدن اعتراضات ادامه اللهاکبر های شبانه و تجمعات تو روزهای مشخص با فاصله کمه.
...






0 نظرات:
ارسال يک نظر